شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )
17
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )
و براى بازماندگان خويش ارث نهاد . ( 1 ) چه ، او نيز همچون ديگر امامان خاندان رسول ، در هر پيشروى يا عقبنشينى از مبدأ رسالت الهام و ارشاد مىيافت . او بدين روش ، آزمايش شد و بدين آزمايش با بردبارى و متانت گردن نهاد و پيروز و سربلند و پاكدامن از آن بيرون جست . . . پليديهاى جاهليت هرگز او را نيالود و جامهى سياه و ناپاك خود را بر قامت او نياراست . او اين روش را از صلح حديبيه « 1 » - كه سياستى بود يادگار جدش رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - آموخت و آن را همچون سرمشقى نيكآموز
--> ( 1 ) در سال ششم هجرى پيغمبر به عزم زيارت خانهى خدا با هزار و چهار صد تن مسلمان روانهء مكه شد . در محلى بنام « حديبيه » قريش ، راه بر پيغمبر گرفتند و از ورود مسلمانان به مكه جلوگيرى كردند . پيغمبر قاصدى به مكه فرستاد تا با قريش در اين باره گفتگو كند و چون قاصدى او را محبوس ساختند و شايعهى كشته شدنش به پيغمبر رسيد ، آن حضرت عزم جنگ كرد و از مسلمانان ميثاق و بيعت بر جانبازى گرفت ( اين بيعت را بيعة الرضوان ناميدهاند ) قريش به اعتذار برخاستند و نگهدارى قاصد پيغمبر را كار سفيهان قوم شمردند و سپس ميان رسول خدا و قرشيان پيمان صلحى بسته شد كه يكى از موادش مراجعت مسلمانان به مدينه بود . پيغمبر دستور « قربانى » و « سر تراشيدن » داد ( كه به معناى تمام شدن احرام و خاتمهى كار حج يا عمره است ) مسلمانان از صلح سخت برآشفتند و حتى اين دستور را نخست اطاعت نكردند و يكى از مسلمانان صريحا به پيغمبر دربارهى صلح اعتراض كرد ولى پس از مراجعت به مدينه كم كم نتائج درخشان اين صلح پديدار شد و مصلحت بزرگى كه بر آن مترتب بود ظاهر گشت . اين مصلحت ، آزادى مسلمانان در نشر اسلام و امكان آشنا ساختن كفار با اسلام بود . گفتهاند كه تا دو سال پس از قرار داد « حديبيه » عدهى كسانى كه اسلام آوردند از همهى كسانى كه در ظرف سالهاى پيش اسلام آورده بودند بيشتر بود . ( مترجم ) .